سایت مهندسی برق دانشگاه تبریز ICE ......رو بزنید.....به دلیل مشكل پیش آمده برای وبلاگ، تعدادی از ایمیل های دوستان حذف شده، لطفا مجددا در خبرنامه ثبت نام كنید.....چون در حال حاظر از پرشین گیگ استفاده می كنیم، ظرفیت بازدید از سایت محدوده!....در صورت بروز هر نوع مشكل با ما تماس بگیرید و ما رو هم در جریان بگذارین.....به زودی یه بخش دیگه با عنوان "از شهرتون چه خبر؟" به وبلاگ اضافه میشه، كه می تونین عكسای شهر خودتونو ایمیل كنین تا تو وبلاگ بذاریم. لطفا همراه عكسا اسم مكان و اسم خودتون (واقعی یا مستعار) رو هم بفرستید.....تمام تلاش ما رضایت خاطر شماست.....اگه دیدین كه مسنجرم روشنه، می تونین همونجا و به صورت مستقیم باهام تماس بگیرین Show Picture به ویلاگ بچه های برق ورودی 84 خوش اومدین.....برای بهتر دیدن سایت رزولشن مانیتور خودتونو بر روی 768*1024 قرار بدین.....برای اطلاع از به روز رسانی وبلاگ می تونین تو خبرنامه ی وبلاگ عضو شین.....لطفا با نظرات خودتون ما رو یاری كنید.....در صورتی كه نمی تونید تصاویر وبلاگ رو ببینید، روی آنها كلیك راست كنید و گزینه
منوی كاربری

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید ! این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !

پیغام مدیر : ورود شما را به این وبلاگ خوش آمد عرض میکنم امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد. بهتر است جهت ورود به سایت از آدرس های زیر استفاده كنید

ICE-Electronic.Myblog.ir
ICE-Electronic.Mihanblog.com


برای اطلاع از به روز رسانی وبلاگ از طریق ایمیلتان می توانید در خبر نامه موجود در وبلاگ عضو شوید.

نسخه موبایل
سخن روز
نظرسنجی
تبلیغات
آدرس های دیگر
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

تبلیغات
لینك به ما
لوگوی دوستان
افزودن به ریدر آنلاین

آمار وبلاگ
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل نویسندگان:

كل مطالب :

كل نظرات :

تاسیس : 26/5/1385

ایجاد صفحه : - ثانیه

آخرین بروز رسانی:

تبلیغات
آب و هوای تبریز
سه شنبه 9 شهریور 1389
قدر "علی" را بدان!


امام علی علیه السلام

گفتند: "برای شبهای قدر، مطلبی بنویس! "  اینگونه شروع كردم:

"سال‌هاست، موش سفید روز و گربه‌ی سیاه شب، مدام موش و گربه بازی درمی‌آورند، دنبال هم می‌دوند، تو جا می‌مانی، دل می‌رود، سیاهی می‌آورد، فراموشی خانه می‌كند، ... ، حالا یك فرصت دوباره، یك ... "

اما ... ،

اینگونه نوشتن‌ها و دم زدن‌ها و ... سیرابم نكرد. این نقطه چین‌های مترادف و بازی الفاظ ، سیرابم نكرد. من در این شب‌ها، تشنه‌ی چیز دیگری هستم:

 تشنه‌ی "علی (علیه‌السلام) ".

دلم، گواهی به او می‌دهد. قسمت امسال شب‌های قدر دلم، فقط و فقط دم زدن از علی (علیه‌السلام) است، هر چند با زبانی ناقص. بیایید نیت كنیم تا با او باشیم. هم نفس با دردها و رنج‌هایش. همسفر نان و خرمای شب‌هایش . بیایید كاری كنیم تا شب قدرهای بچه شیعه‌هایی مثل ما، همچون یك كاسه‌ی شیر، سفید و بی كینه، مرهمی باشد بر دل خسته‌ی‌اش. حالا، آزاد و رها، سفر می‌كنیم به برخی زوایای زندگی نورانی آن حضرت باشد كه موثر افتد. آمین.

خداوند همه چیز به علی داده بود، حتی بیشتر از انبیاء. كدام نبی  در كعبه متولد شد و سه روز مهمان خدا بود؟ كدام پیامبر همسری مثل فاطمه(علیهاالسلام) داشت؟ كدام رسول دو پسر داشت كه هر دو حجت خدا بودند؟ خداوند تمام نعمت‌هایش را بر علی تمام كرده بود. علی همه چیز داشت. بهترین همسر تاریخ، فرزندانی كه سروران جوانان اهل بهشت بودند. مال و ثروت و اموال وقفی داشت، جاهل نبود می‌گفت هر سوال دارید بپرسید تا جواب دهم. شجاع و مبارز بود. اصالت خانوادگی داشت. پس چه دردی داشت كه این همه مشتاق مرگ بود و استخوان در گلو داشت؟

علی "غیرت " داشت. "شرف" داشت. "درد دین" داشت. ناهمواری‌های جامعه را می‌دید، ولی حق صحبت نداشت .

علی اسلام را برای اسلام می‌خواست، بقیه برای مال و قدرت. اگر اسلام برچیده می‌شد، بقیه رنگ عوض می‌كردند و باكی از برچیده شدن اسلام نداشتند، ولی علی، دلش، جانش، تمام وجودش، برای اسلام می‌سوخت. علی جوّ زمان خود را به شب تاریك تشبیه می‌كرد. شب تاریكی كه مردم نمی‌توانند حق را تشخیص دهند .

راه دین برای مردم تاریك شده بود. برای كمتر كسی تفاوت علی و خلفای زمان علی معلوم بود. الان كه هزار سال گذشته معلوم شده است كه حق با كیست و باطل كیست. علی زاهد بود، ولی تزهد و ریاكاری نداشت. مردم، عوام بودند و مقدس مآب. علی، صبور بود و استخوان در گلو .

اسلام به علی اجازه نمی‌داد كه جام زهر بنوشد و خود را راحت كند. باید ذره ذره در 25 سال آب می‌شد، تا "علی" ایجاد شود. "علی عالی اعلا"

علی مرد مبارزه و پیكار بود، از مرگ هراسی نداشت، ولی محكوم بود به سكوت. باید صبر می‌كرد، تا اسلام نوپا، جان بگیرد و كمی بیشتر در دلها نفوذ كند. این صبر، برای علی سخت است. برای همین  اشتیاقش به مرگ، از اشتیاق نوزاد به پستان مادر بیشتر است. برای علی صبر، سخت‌تر از مبارزه بود

- چرا علی (علیه‌السلام) خانه نشین شد؟ فقط یك علت داشت: ریاكاری و زاهد نمایی مردم زمان علی، خلفا را زاهدتر از علی می‌دانستند. چون علی ظاهر و باطنش یكی بود. چون علی بر اسب سوار می‌شد، نمی‌گفت اسب آدم را متكبر می‌كند. چون علی لباس مندرس نمی‌پوشید، آدمی نبود كه كفشش را زیر سرش بگذارد و گوشه‌ی مسجد بخوابد. او، رهگذر كیسه به دوش كوچه‌های اخلاص بود. او اسب بی ریای كودكان یتیم بود، هم بازی دل خستگی‌ها و مرهم رنج‌های امت. علی احتیاجی به ظاهرسازی نداشت. علی همه چیز داشت: هزاران فضیلت و شجاعت و خساوت و علم.

ویژه میلاد امام علی علیه السلام

... با همه‌ی اینها، علی خانه‌نشین شد، از دست همانانی كه مدعی اسلام بودند، اما به قول حافظ : "چون به خلوت می‌روند آن كار دیگر می‌كنند." اینگونه است كه حق و باطل با هم قاطی می‌شود. اینگونه است كه باید صبر كرد و دم نزد، تا كیان اسلام به خطر نیفتد.

در زمان علی، تظاهر به اسلام می‌شد. حق و باطل با هم آمیخته شده بود. در آن زمان صبر لازم بود، تا درختی كه قصد ریشه دواندن دارد، آبیاری شود. ولی در زمان امام حسین (علیه‌السلام)، ظاهرسازی و دم از مسلمانی معنی نداشت. یزید، علنا تظاهر به كفر می‌كرد. در این شرایط كه باطل، واضح و مبرهن است، نیازی به صبر نیست. برای همین امام حسین جنگید، با زن و فرزند و یاران اندك. در زمان یزید، تنها چیزی كه "كفر" را نشان می‌داد، خون مظلوم بود .

علی مرد مبارزه و پیكار بود، از مرگ هراسی نداشت، ولی محكوم بود به سكوت. باید صبر می‌كرد، تا اسلام نوپا، جان بگیرد و كمی بیشتر در دلها نفوذ كند. این صبر، برای علی سخت است. برای همین  اشتیاقش به مرگ، از اشتیاق نوزاد به پستان مادر بیشتر است. برای علی صبر، سخت‌تر از مبارزه بود. علی درد داشت. دردی كه با نسخه‌ی حكیم درمان نمی‌شد. ظاهرش خوب بود، اما آب خوش از گلویش پائین نمی‌رفت. چرا؟ چون "باب علم" بود و می‌دید سوالی ازش نمی‌شود . چون ذره‌ای میان حق و باطل تردید نداشت و می‌دید مردم به گمراهی و پریشانی افتاده‌اند و به سمت جهنم می‌روند.

مدام غصه می‌خورد. خواب شب از سرش پریده بود. بیقرار بود و مشتاق مرگ . انگار با مرگ راحت می‌شد از این زمانه‌ی سیاه. برای همین در مسجد كوفه، بعد از ضربت ابن ملجم ملعون، یك "آخ" هم نگفت. گفت: "فزت برب الكعبه" . خدایا ! راحت شدم از دست این مردمی كه مرا نمی‌شناختند و قدرم را نمی‌دانستند .

علی(علیه‌السلام) اول مظلوم است، ولی مظلومیت علی از ضعف نیست، علی به خاطر چیز دیگری مظلوم است. علی از"جهل"، مظلوم است. جهلِ سیاهِ خانمان براندازی كه نه مختص همان دوره، بلكه همنشین روز به روز تاریخ انسانهاست .

كسی كه یك تنه درِ خیبر را از جا كند، دری كه چهل تن عرب باید او را جا به جا می‌كردند، چگونه مظلوم است؟ كسی كه پوزه‌ی عمربن عبدود را كه نامش رعشه بر اندام‌ها می‌انداخت، به خاك مالید، چگونه مظلوم است؟ كسی كه در مقابل شمشیر برهنه‌ی جاهلان ابتدای اسلام در بستر پیامبر خوابید، چگونه مظلوم است؟

مردم، گاهی جاهل می‌شوند و عوام را بر خواص ترجیح می‌دهند. حتی گاهی آنقدر فریب می‌خورند كه حاضرند جانشان را هم فدا كنند. مردم آن زمان را با پول بیت المال فریب ندادند، عوام فریبی كردند و آنقدر بر مُهر دل سیاهشان كوبیدند تا "علی" را ندیدند .

معاویه از جنگ با علی می‌ترسید. از مردمی كه حامی علی هستند می‌ترسید. با ترفندی خواست عیار مردم را بسنجد. یك حدیث از پیامبر(صلی الله علیه و آله) جعل كرد و گفت: «ای مردم از پیامبر شنیدم كه هر وقت خواستید "كدو" بخورید، رو به قبله بایستید، "بسم الله" بگویید، سرش را ببرید و بعد بخورید. همه مردم سراپا گوش بودند. معاویه در دل به حماقت مردم می‌خندید. ناگهان پیرمردی بلند شد تا سوالی بپرسد. معاویه به خود لرزید. نكند مردم به جعلی بودن این حدیث پی ببرند! پیرمرد گفت: "حدیث پیامبر بر سر چشم . حالا تكلیف كدوهایی كه خورده‌ایم چه می‌شود؟» !!!

معاویه اینها را كه دید به خودش جرات داد تا با قرآن سر نیزه، به جنگ با قرآن برود .

برای این مردم، مهم نیست دل علی خون می‌شود، برایشان مهم نیست بدن حسین(علیه‌السلام) تكه تكه می‌شود، برایشان مهم است كه نكند خدای ناكرده، ورق‌های قرآن روی زمین بیفتد و بی احترامی شود !!!

همین شد كه قرآن مهجور ماند و منزوی. همین است كه در قفسه‌های سعودی، مرغوب‌ترین قرآن‌ها را داریم، ولی بیشترین جنایت‌ها را همین وهّابی‌ها انجام می‌دهند. همین شد كه ...

خدایا ! به حق علی(علیه‌السلام) ،

تا قبل از شب قدر سال آینده، ظهور قرآن ناطق را برسان كه پریشانیم و مضطر

خدایا !

حق و باطل را به ما بنما !

كاری كن تا شیعه ی واقعی علی باشیم !

نكند ناخواسته جزء جاهلان تاریخ باشیم و با این حماقت، ادعای طرفداری از علی را داشته باشیم !

خدایا ! دستمان را بگیر .

 

نوشته‌: سرور حاجی سعید، (با الهام از خطبه "شقشقیه " – نهج البلاغه

نوشته شده توسط ICEBOY ساعت 06:54 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در سه شنبه 9 شهریور 1389 و ساعت 06:59 ب.ظ


لینكهای مرتبط:

موسسه فرهنگی تبیان


لینك ثابت | یه وقت نظر ندی، لولو بخورتت! ()

سه شنبه 9 شهریور 1389
حضرت زهرا (سلام الله علیها)؛ حقیقت شب قدر

جبران فضیلت های از دست رفته

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

نعمتی در ماه مبارک رمضان هست -که در بسیاری از روایت ها و دعاهای ماه رمضان تأکید شده- و آن این است که «ثُمَّ فَضَّلَ لَیلَةً وَاحِدَةً مِنْ لَیالِیهِ عَلَى لَیالِی أَلْفِ شَهْرٍ»، یک شب این ماه از شب‌های هزار ماه برتر است. این یک گنج عظیم بی‌حد و اندازه‌ای است که خدای متعال در این ماه قرار داده است و انسان باید تلاش کند که این گنج را به دست بیاورد. اگر به دست آورد، تدارک همه‌ی کاستی‌های عمر انسان می‌شود و اگر به دست نیاورد، در این عمر معمولی هفتاد- هشتاد ساله انسان کاری خیلی نمی‌شود کرد.

بر اساس بعضی روایات، شب قدر نعمتی است که خدای متعال در مقابل عمر طولانی‌ای که به امت های سابق داده، به امت نبی اکرم صلی الله علیه و آله عطا کرده است. در روایات ذیل سوره‌ی قدر دو شأن نزول برای این سوره آمده است -و هر دو هم ممکن است درست باشد و تنافی‌ای با هم ندارند- اول اینکه حضرت در خواب دیدند که بنی تمیم و بنی امیه از منبر حضرت بالا رفتند و مردم را به قهقرا برمی‌گردانند. حضرت (صلی الله علیه و آله) محزون شدند که جبرئیل آمد و گفت یا رسول الله چه شده؟ فرمود من چنین خوابی دیدم، عرض کرد من مطلع نیستم باید بروم از خدای متعال سوال کنم، برگشت و سوره‌ی قدر و یک آیه‌ی دیگر را آورد که ما در مقابل این دولت طولانی‌که به آنها دادیم و مردم را به قهقرا بر می‌گردانند به تو شب قدر دادیم که شب قدر تو از این دولت کارگشاتر است. درست است اینها به عقب بر می‌گردانند ولی شب قدر تو همه‌ی آنها را جبران می‌کند.

در آیات دیگر دارد «(به یاد آور) زمانى را که به تو گفتیم: «پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد؛ (و از وضعشان کاملاً آگاه است.) و ما آن رؤیایى را که به تو نشان دادیم، فقط براى آزمایش مردم بود؛ همچنین شجره ملعونه‏ (درخت نفرین شده)» (إسراء:60)

 این فتنه‌ی الهی است! کوره‌ای است که باید مردم در این کوره بروند که یک عده خالص بیرون بیایند و یک عده جدا بشوند. بعضی روایات شجره‌ی ملعونه را به بنی امیه تفسیر کرده اند. خداوند می فرماید ما در مقابل این فتنه شب قدر را به تو دادیم که تدارک همه‌ی آنها را می‌کند.

ذیل این آیه روایت دیگری است که در محضر رسول الله(صلی الله علیه و آله) عرض شد که بعضی از امم سابق فقط 120 سال شمشیر روی دوش‌شان بوده و می‌جنگیدند در حالی که عمر امت حضرت متوسط 60 تا 70 سال است، حضرت به خدای متعال عرض کردند که خدایا در مقابل این عمرهای طولانی به امت من چه عطا کرده ای؟ خدا فرمود سوره قدر را دادیم که جبران نقص عمر را می‌کند. چون خود دنیا که موضوعیت ندارد، این عمری که می‌دهند برای این است که انسان بتواند بارش را برای ادامه راه ببندد و إلا هزار سال در این دنیا باشی یا صد سال موضوعیت ندارد. شب قدری که قرار دادیم جبران می‌کند، این شب قدر را گویی به احترام حضرت، به امت او دادند.

پیامبر ما غیر از حضرت موسی و حضرت نوح و حضرت ابراهیم علیهم السلام است که باید هزار سال کنارشان باشی تا برسی، در یک عمر کوتاه با حضرت می‌توان به مقصد رسید، مانند اینکه یک استاد زبردست که 40 سال سابقه تدریس دارد و از نظر استعداد و توانایی کامل است، با یک استاد معمولی خیلی فرق می‌کند، ممکن است یک کتاب را با او یک ماهه بخوانی ولی با دیگری یک ساله نشود خواند. این شفاعت حضرت و اهلبیتش علیهم السلام است که راه را کوتاه کرده است، شب قدر این امت نیز از این شفاعت به دست آمده است.

اگر انسان از گناهانش هم به إخبات رسید، این انکسار بهره می‌دهد. اما عبادتی که سرت را بالا بگیری و بگویی من روزه را که گرفتم، نماز را هم که خواندم، چه کم گذاشته بودم؟! مستحق چوب خوردن است

حضرت زهرا(س)، حقیقت شب قدر

روایت دیگری هست که مرحوم مجلسی در بحار نقل کردند که «اللَّیلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ»1 شب قدر ماه رمضان ارتباطی با ولی خدا دارد، من تلقی‌ام این است که حقیقت شب قدر درک ولی خدا و مقام ولایت الهیه است، انسان اگر به آن محیط أمن ولایت الهیه وارد نشود که «وَلَایةُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»2 شب قدری ندارد، خطر پذیر است، باید وارد آن حصن بشود که از مخاطرات نجات پیدا کند، کما اینکه «لا اله الا الله حصنی»3، «ولایت علی ابن ابی طالب» هم حصن است. روایت سلسله الذهب را قریب به چهار هزار نفر قلم به‌دست در نیشابور می‌نوشتند، وقتی کجاوه‌ی حضرت حرکت کرد گفتند یک حدیث نقل کنید، حضرت با سند از آباءشان، از نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله)، از جبرائیل عن الله تبارک و تعالی نقل کردند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏»4 و سر را بیرون آوردند و گفتند: «بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا»، پذیرش ولایت اولیای الهی شرط و مقوّم توحید است. اگر انسان به محیط ایمن الهی و آن وادی امن وارد نشود، خطر پذیر است، شیطان، نفس، دیگران تهدیدش می‌کنند. و من گمان می‌کنم که حقیقت شب قدر هم همین باشد. اینکه شب قدر در ماه رمضان است، بعید نیست معنایش این باشد که درک حقیقت آن مقام ولایت الهیه هم در این ماه است، اگر انسان توانست خودش را به آن وادی ایمن و ولی خدا برساند، در کنار او بیش از هزار ماه جلو رفته است و اگر نرساند، هزار ماه هم که خودش بدود آن کار را نمی‌کند. یک شب که با ولی خدا سالک باشی و به آن وادی ایمن راه یابی، آن یک شب از هزار شب که خودت راه بروی بهتر است.

حضرت زهرا علیهاالسلام

درک شب قدر هم غیر از بیدار بودن است؛ ممکن است آدم بیدار باشد، ابوحمزه بخواند، دعای جوشن کبیر بخواند، همه‌ی کارها را بکند ولی به درک شب قدر نرسیده باشد. درک شب قدر امر دیگری است که ورود به آن محیط ایمن الهی است که در این روایت می‌فرماید: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ». این روایت نقشه‌ی گنج است، بعد از یافتن آدرس گنج باید دنبال گنج‌یاب رفت، انسان باید آستین‌ها را بالا بزند تا پیدا کند، صرف نقشه‌ِ گنج برای رسیدن به گنج کافی نیست. سپس هشدار می‌دهند که خیال نکنید به معرفت تام حضرت می رسید « وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا ، به درستی که فاطمه نامیده شد چراکه خلق از معرفت حقیقی او عاجزند.»که در روایت دارد که نام ایشان از طرف خدا بوده است.

در علل الشرایع صدوق روایتی دارد که جابر از حضرت سؤال کرد که چرا به حضرت می‌گویند زهرا؟ فرمود: زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامى که نورش درخشیدن گرفت آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خیره ماند.»5 وقتی این نور که منشعب از عظمت الهی است، تجلی کرد حجاب ملائکه شد، با اینکه خود ملائکه نورانی هستند به سجده افتادند، خداوند فرمود «هَذَا نُورٌ مِنْ نُورِی أَسْکنْتُهُ فِی سَمَائِی خَلَقْتُهُ مِنْ عَظَمَتِی أُخْرِجُهُ مِنْ صُلْبِ نَبِی مِنْ أَنْبِیائِی؛ این شعبه‏اى از نور من است که آن را آفریده‏ام و از صلب یکى از پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برترى داده‏ام، خارج مى‏نمایم.» ، او را در آن نقطه‌ی آسمان منصوب به خودم و آن رفعت منصوب به خودم جای دادم، سپس از مسیر رسول الله(صلی الله علیه و آله) به عالم دنیا تنزلش دادم. بنابراین معرفت امام و معرفت صدیقه طاهره سلام الله علیها درک حقیقت شب قدر است.

ابتلاء و بلاء حضرت زهرا سلام الله علیها حلقه‌ی اتصال ما با عوالم بالاتر است. حلقه اتصال عالم با نبوت و ولایت است. اگر ابتلاء ایشان نبود فتنه‌های شیطان همه را جدا می کرد. بلاء حضرت به خاطر وسعت و عظمتش حلقه اتصال و پیوند همه اولیاء و همه‌ی خوبان به مقام نبوت و ولایت است. در باطن عالم هر کسی متصل می‌شود از این راه متصل می‌شود، حلقه اتصال باطنی است. شاید معنای شب قدر بودن حضرت هم همین باشد.

در علل الشرایع صدوق روایتی دارد که جابر از حضرت سؤال کرد که چرا به حضرت می‌گویند زهرا؟ فرمود: زیرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامى که نورش درخشیدن گرفت آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خیره ماند.»5 وقتی این نور که منشعب از عظمت الهی است، تجلی کرد حجاب ملائکه شد، با اینکه خود ملائکه نورانی هستند به سجده افتادند

جبران فضیلت های از دست رفته

بعد از اینکه فضیلت‌های ماه در دعای چهل و چهارم بیان می‌شود، حضرت در دعای چهل و پنجم با رمضان وداع می کنند. حضرت در این دعا یک درس به ما می دهند؛ عده‌ای ماه رمضان را پشت سر گذاشته‌اند و بهره‌های این ماه را برده‌اند خوشا به حالشان، اما در مورد باقی افراد حضرت می فرمایند خدایا ما در مقابل این ماه که از دست دادیم، در مقابل تفریط و کوتاهی خودمان در حق این ماه مصیبت زده‌هستیم، منکسر هستیم که چرا ماه خدا آمد و ما نه از شبهایش بهره بردیم و نه از روزهایش و این ماه از ما جدا می‌شود و دیگر بر نمی‌گردد. ماه بعدی که می‌آید یک رمضان دیگری است. این روایات را مرحوم شیخ حر در باب جهاد با نفس بیان کرده‌اند که روزی می‌آید به آدم می‌گوید من دیگر تکرار نمی‌شوم، خیال نکنی که فردا من هستم! فردا یک روز دیگری است، من می‌روم و دیگر هم به دنیا بر نمی‌گردم، مواظب باش بهره‌ات را از من ببری. ماه رمضان هم اینگونه است؛ بر فرض انسان زنده باشد، ماه رمضان بعد که این ماه رمضان نیست. حالا حضرت یک راهی به ما یاد داده‌اند که اگر بتوانیم جبران کنیم؛ البته این مخصوص روز آخر ماه است. همانطور که انسان باید در ابتدای روز همت کند و مصمم باشد که گناه نکند، آخر روز هم باید توبه کند که خدایا بالاخره ما در ظرف خودمان تخلف‌هایی داشتیم و باید از این تخلف‌ها توبه کند، در ماه رمضان هم اول ماه انسان باید مهیا بشود برای بهره بردن، آخر ماه باید اینگونه از خدا عذرخواهی کند و به فضل خدا امیدوار باشد.

شب قدر

حضرت به ما آموخته‌اند: «وَ اجْبُرْ مُصِیبَتَنَا بِشَهْرِنَا، وَ بَارِک لَنَا فِی یوْمِ عِیدِنَا وَ فِطْرِنَا؛ جبران کن مصیبت ما را (بخاطر از دست دادن فضایل ماه) و براى ما در روز عید و روز روزه گشودنمان مبارک و نیکو گردان»، «اللَّهُمَّ فَلَک الْحَمْدُ إِقْرَاراً بِالْإِسَاءَةِ، وَ اعْتِرَافاً بِالْإِضَاعَة؛ تو را است سپاس در حالیکه به بدکردارى اقرار کننده و به تباه ساختن (تقصیر در اعمال) اعتراف کننده‏ایم»» خدایا ما تو را حمد می‌کنیم درکار تو نقصی نیست، تو را فقط باید ستود، تو ماه طهور را قرار دادی، ملائکه‌ات را آماده کرده بودی، شیاطین را در غل و زنجیر کرده بودی، بنابراین باید تو را ستود؛ من کوتاهی کردم و از این ماه بهره‌مند نشدم. حالا هم اقرار به بدی‌های خودم دارم و هم اعتراف به تضییع حق تو. حالا در مقابل این إسائه و إضائه ما چه داریم؟ آنچه که ما داریم برای تو این است: «وَ لَک مِنْ قُلُوبِنَا عَقْدُ النَّدَم». قلب ما با ندامت گره خورده است، پشیمان هستیم، بی تفاوت نیستیم که شهر الطهور تمام شد. روز آخر ماه است و عده‌ای پاک شدند و موحد شدند، خدا شناس شدند، امام شناس شدند و مقام ولایت الهیه را یافتند و ما دست خالی هستیم.

«وَ مِنْ أَلْسِنَتِنَا صِدْقُ الِاعْتِذَار» از جانب زبان ما نیز برای تو عذر حقیقی و صادقانه داریم، نه اینکه بگوییم خدایا تو نخواستی که ما برسیم، نه! کار از طرف تو تمام بود، ما نخواستیم، ما تضییع کردیم.

«فَأْجُرْنَا عَلَى مَا أَصَابَنَا فِیهِ مِنَ التَّفْرِیط؛ پس ما را بر (اعتراف بکوتاهى در اعمال و پشیمانى از) تقصیر که در آن ماه بما رسیده اجر و پاداش ده»، دعا را باید از معصوم یاد گرفت؛ خدایا از تفریطهایی که به ما رسیده، مصیبت زده‌ایم! در مقابل این تو به ما پاداش بده. چه پاداشی؟ «أَجْراً نَسْتَدْرِک بِهِ الْفَضْلَ الْمَرْغُوبَ فِیه» اجری که با آن تدارک کنیم فضلی را که از کف رفته است. «وَ نَعْتَاضُ بِهِ مِنْ أَنْوَاعِ الذُّخْرِ الْمَحْرُوصِ عَلَیه» عوض همه آن گنجهایی که بر آن حریص هستیم که ما به دست نیاوردیم و از کنار آن گذشتیم. یعنی انسان می‌تواند با انکسار و ندامت خودش، با عقد الندم و صدق إلاعتذار از تفریطهای خودش هم بهره مند بشود.

اگر انسان از گناهانش هم به إخبات رسید، این انکسار بهره می‌دهد. اما عبادتی که سرت را بالا بگیری و بگویی من روزه را که گرفتم، نماز را هم که خواندم، چه کم گذاشته بودم؟! مستحق چوب خوردن است. انسان در درگاه خدای متعال باید هر کاری هم که کرده باشد، از حد تقصیر بیرون نرود، خیال نکند که بندگی انجام داده است! انسان وقتی می‌بیند یک عده‌ای شب تا صبح در سجده و رکوع بوده اند، تازه می فهمد که کاری نکرده است. این صدق الاعتذار و عقد الندم تدارک نقص‌هاست. ذیل این دعا بالاتر از این هم دارد که خدایا ماه های رمضانی می‌آید که ما زنده نیستیم بندگان تو می‌آیند بندگی می‌کنند، خدایا هر چه به آنها می‌دهی به ما هم بده. خیلی طمع بزرگی است! اینگونه باید انسان در کرم خدای متعال طمع کند. إخبات و إنکسار واین رجاء این دو اگر در انسان پیدا شد، جبران همه کاستی‌های انسان را می‌کند.

 


1- «اللیلة، فاطمه علیها السّلام است، و القدر، خداوند است، پس هر که فاطمه را به واقع بشناسد لیلة القدر را درک کرده است.» بحار الأنوار، ج‏43،ص:19

2- عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص:136

3- بحار الأنوار، ج‏49، ص:120

4- التوحید للصدوق، ص: 25

5- « علل الشرائع، ج‏1، ص: 179

نوشته شده توسط ICEBOY ساعت 06:47 ب.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -


لینكهای مرتبط:

موسسه فرهنگی تبیان


لینك ثابت | یه وقت نظر ندی، لولو بخورتت! ()

یکشنبه 7 شهریور 1389
دوقـــــــــلـــــــو

یك متخصص كامپیوتر صاحب دوقلو شد
حدس بزن نام بچه ها را چی گذاشته؟؟
http://www.redlink1.com/mydocs/group/43/01.jpg
^
^
^
^
^

نوشته شده توسط ICEBOY ساعت 11:10 ق.ظ موضوع مطلب :‌ سرگرمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -


لینكهای مرتبط:


لینك ثابت | یه وقت نظر ندی، لولو بخورتت! ()

یکشنبه 7 شهریور 1389
هزینه عشق واقعی
پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد. 
مادر که در حال آشپزی بود ، دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. 
او نوشته بود : 

صورتحساب !!! 
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان 
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان 
نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3.000 تومان 
بیرون بردن زباله 1000 تومان 
جمع بدهی شما به من :12.000 تومان ! 

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد، چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این را نوشت: 

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ 
بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ 
بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ 
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ 
و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که : هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است 

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد.
گفت: مامان ... دوستت دارم 

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!! 

نتیجه گیری اخلاقی :
قابل توجه اونهائی که فکر میکنند مرور زمان آنها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند. 
بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم ... 
کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

نتیجه گیری منطقی:
جایی که احساسات پا میذاره منطق کور میشه!!! 
مادر متوجه نشد که پسرش داره سرش کلاه میذاره : جمع بدهی میشه 11.000 تومان نه 12.000 تومان !!!

نوشته شده توسط ICEBOY ساعت 11:02 ق.ظ موضوع مطلب :‌ سرگرمی ,

ویرایش شده در - و ساعت -


لینكهای مرتبط:


لینك ثابت | یه وقت نظر ندی، لولو بخورتت! ()

یکشنبه 7 شهریور 1389
آسپرین

داشتن آسپیرین در منزل همیشه مهّم است

چرا باید آسپیرین را در کنار خود داشته باشید؟

 

در باره حمله قلبی
علاوه بر احساس درد در بازوی چپ،
علایم د یگری برای حملهً قلبی وجود دارند

 

درد شدید در چانه ،
 حالت تهوّع وتعریق زیاد
  نیز باید مورد توجّه قرار گیرد

 

توجّه:

ممکن است در زمان حملهً قلبی هیچ دردی در قفسهً سینه احساس نشود
حدود
  60% افراد که در خواب دچار حملهً قلبی شده اند

 هرگز بیدار نشده اند


هرچنداگرچنین اتفاقی رخ دهد
ممکن است درد قفسهً سینه فرد را از خواب عمیق بیدار کند


+

دراینصورت بلافاصله دو عدد آسپیرین را در دهان خود حل کرده و بامقداری آب آنرا ببلعید

سپس به یکی از همسایگان و یا یکی از بستگان که محل سکونتش در فاصله بسیار نزدیک از شماست تلفن کرده
و بگویید دچار حمله قلبی شده و دو عدد آسپیرین مصرف کرده اید

روی یک صندلی دسته داریا مبل بنشینید ومنتظر ورود آنها باشید و…..

DO NOT LIE DOWN !!!

درازنکشید!!!


+

بقول یک پزشک متخصّص قلب

اگراین ایمیل را برای ده نفربفرستید ممکن است جان یک نفررانجات دهید.

 

من این اطّلاعات رابه دیگران داده ام

شما چطور؟

این پیام را فوروارد کنید:

ممکن است جان ها رانجات دهد!!

نوشته شده توسط ICEBOY ساعت 06:28 ق.ظ موضوع مطلب :‌ عمومی ,

ویرایش شده در - و ساعت -


لینكهای مرتبط:


لینك ثابت | یه وقت نظر ندی، لولو بخورتت! ()



......رو بزنید.....به دلیل مشكل پیش آمده برای وبلاگ، تعدادی از ایمیل های دوستان حذف شده، لطفا مجددا در خبرنامه ثبت نام كنید.....چون در حال حاظر از پرشین گیگ استفاده می كنیم، ظرفیت بازدید از سایت محدوده!....در صورت بروز هر نوع مشكل با ما تماس بگیرید و ما رو هم در جریان بگذارین.....به زودی یه بخش دیگه با عنوان "از شهرتون چه خبر؟" به وبلاگ اضافه میشه، كه می تونین عكسای شهر خودتونو ایمیل كنین تا تو وبلاگ بذاریم. لطفا همراه عكسا اسم مكان و اسم خودتون (واقعی یا مستعار) رو هم بفرستید.....تمام تلاش ما رضایت خاطر شماست.....اگه دیدین كه مسنجرم روشنه، می تونین همونجا و به صورت مستقیم باهام تماس بگیرین Show Picture به ویلاگ بچه های برق ورودی 84 خوش اومدین.....برای بهتر دیدن سایت رزولشن مانیتور خودتونو بر روی 768*1024 قرار بدین.....برای اطلاع از به روز رسانی وبلاگ می تونین تو خبرنامه ی وبلاگ عضو شین.....لطفا با نظرات خودتون ما رو یاری كنید.....در صورتی كه نمی تونید تصاویر وبلاگ رو ببینید، روی آنها كلیك راست كنید و گزینه